جاهای دیدنی چابهار

جاهای دیدنی چابهار

چابهار، همون شهریه که وقتی اسمش میاد، ناخودآگاه بوی دریا و نسیم گرم جنوب توی ذهنت زنده میشه. یه شهر پر از رنگ، آرامش و شگفتی؛ جایی که طبیعتش انگار هنوز دست‌نخورده و اصیل مونده. سواحل بکرش با آب‌های فیروزه‌ای، اون غروب‌های طلایی که روی موج‌ها می‌رقصن، و مردمی با لبخندهای صمیمی… همه‌چی دست به دست هم دادن تا دلت بخواد ساعت‌ها فقط قدم بزنی و تماشا کنی.

چابهار فقط دریا و ساحل نیست؛ توی هر گوشه‌اش یه داستان قدیمی و یه فرهنگ زنده جریان داره. از بازارهای محلی و بوی ادویه‌ها گرفته تا کوه‌های مریخی و تالاب‌های رویایی، همه چیزش خاص و پر رمز و رازه.

تو این مطلب می‌خوام با هم بریم سراغ بهترین جاهای دیدنی چابهار، تفریح‌هایی که باید حداقل یه بار تجربه‌شون کنی، و لحظه‌هایی که مطمئنم هیچ‌وقت از یادت نمی‌رن.

آماده‌ای با هم یه سفر واقعی به جنوب ایران بریم؟

1.ساحل صخره‌ای چابهار

ساحل صخره‌ای چابهار – یا همون «ساحل دریای بزرگ» – از اون جاهایی‌یه که وقتی می‌رسی، ناخودآگاه چند لحظه ساکت می‌مونی. فقط می‌خوای صدای موج‌ها رو بشنوی که چطور با قدرت خودشونو به صخره‌های بلند می‌کوبن. یه حس خاص داره، یه جور آرامش همراه با هیجان.

این ساحل در کنار دریای مکران و اقیانوس هند قرار گرفته؛ موقعیتی که چابهار رو به یکی از خاص‌ترین شهرهای ساحلی ایران تبدیل کرده. سواحلی بکر، با آبیِ فیروزه‌ای و چشم‌اندازهایی که آدم رو یاد نقاشی‌های طبیعت می‌ندازه. بین همه اون سواحل زیبا، ساحل صخره‌ای چابهار یه چیز دیگه‌ست؛ خاص، متفاوت و پر از انرژی.

حالا چی باعث شده این ساحل تا این حد دیدنی باشه؟ تصور کن روی صخره‌ها ایستادی، نسیم خنک دریا می‌خوره به صورتت و موج‌ها با صدای مهیبی میان و می‌خورن به سنگ‌ها. لحظه‌ایه که نه فقط چشم، بلکه روحت پر از هیجان و آرامش می‌شه.

و جالب‌تر از همه، فصل بادهای موسمیه. اون موقع دریا چهره‌ای کاملاً متفاوت پیدا می‌کنه. موج‌ها تا 15 متر بالا میان و مرغ‌های دریایی دور و برت پرواز می‌کنن. منظره‌ایه که آدم حس می‌کنه وسط یه مستند طبیعی وایساده.

اما فقط تماشا نیست! خیلی‌ها میان اینجا برای عکاسی یا حتی فقط قدم زدن روی صخره‌ها. مسیرهای سنگی، چشم‌انداز دریا و صدای همیشگی موج‌ها، ترکیبیه که به‌سختی می‌شه ازش دل کند. اگه به طبیعت و پرندگان دریایی علاقه داری، حتماً اینجا برات یه بهشت واقعیه.

از نظر محیط‌زیستی هم این ساحل اهمیت زیادی داره. جلبک‌ها، مرجان‌ها و پوشش گیاهی خاصش باعث شده که اکوسیستم منطقه حفظ بشه. به همین خاطر، محقق‌ها و عاشقان محیط‌زیست زیاد به اینجا سر می‌زنن تا ازش مراقبت کنن و درباره‌اش آگاهی بیشتری بدن.

فقط یادت باشه اگه قصد رفتن داری، کفش مناسب و لباس راحت بپوش. مسیر صخره‌ای گاهی لغزنده‌ست و باید مراقب باشی. چون امکانات رفاهی زیادی اطرافش نیست، حتماً آب و خوراکی هم همراهت ببر.

اگه یه سفر متفاوت می‌خوای، جایی که طبیعت با تمام قدرتش خودش رو نشون می‌ده، ساحل صخره‌ای چابهار دقیقاً همون‌جاست.
تو آخرین باری که صدای موج دریا رو از نزدیک شنیدی، کی بود؟

2.کوه گل‌افشان در نزدیکی چابهار

کوه گل‌افشان چابهار از اون جاهایی‌یه که وقتی اسمش رو می‌شنوی، کنجکاوی تو فوراً قلقلک می‌ده. یه کوه که به‌جای آتشفشان و گدازه، از دلش گل سرد و حباب‌دار بیرون میاد! عجیب نیست؟ انگار زمین داره نفس می‌کشه، اما به زبون خودش.

برخلاف آتشفشان‌های داغ و پرهیاهو، کوه‌های گل‌افشان آروم‌ترن، اما تماشای فوران گل و شنیدن صدای قل‌قلش یه حس خاص داره، یه جور آرامش عمیق همراه با شگفتی. همین چیزاست که باعث می‌شه طبیعت‌دوست‌ها و اهل ماجراجویی نتونن از دیدنش بگذرن.

کوه گل‌افشان چابهار حدود صد کیلومتری شهر قرار داره. جایی بکر و دور از شلوغی، که هنوز رد پای انسان خیلی بهش نرسیده. برای رسیدن بهش باید کمی مسیر خاکی رو طی کنی و حدود صد متر از دامنه کوه بالا بری. شاید مسیرش کمی سخت باشه، ولی باور کن وقتی برسی بالا، همه خستگی‌ات می‌ره. چون روبه‌روت یه منظره‌ست که هیچ‌جا مثلش رو نمی‌بینی.

اون بالا، یه حفره‌ی تقریباً یه متری هست که ازش گل‌های خاکستری و سرد با حباب‌های ریز بیرون میان. هر چند ثانیه یه‌بار، با یه صدای قل‌قل خاص. صحنه‌ای که بیشتر شبیه یه آتشفشان کوچیکه، فقط به‌جای حرارت و آتش، سکوت و خنکای گل رو حس می‌کنی. اگه چند دقیقه همون‌جا بشینی، انگار زمان متوقف می‌شه. فقط تویی و زمین که داره آرام‌آرام رازهاش رو نشونت می‌ده.

بازدید از کوه گل‌افشان فقط یه گردش نیست، یه جور سفر به دل زمین و خودته. می‌فهمی که چقدر این کره‌ی خاکی زنده‌ست، نفس می‌کشه، و همیشه چیزی برای شگفت‌زده کردنت داره.

اگه اهل کشف جاهای خاص و کمتر شناخته‌شده‌ای، کوه گل‌افشان چابهار رو از دست نده. شاید اونجا چیزی ببینی که هیچ‌وقت از یادت نره.
تو چی؟ تا حالا صدای «قل‌قل» زمین رو از نزدیک شنیدی؟

3.تلگرافخانه انگلیسی‌ها

تلگرافخانه چابهار، که به «تلگرافخانه انگلیسی‌ها» هم معروف است، یکی از جذاب‌ترین و البته کمتر شناخته‌شده‌ترین آثار ملی ایران در جنوب کشور است. وقتی قدم به داخل این ساختمان قدیمی می‌گذاری، انگار به دنیای دیگری سفر می‌کنی؛ جایی که تاریخ با دیوارهای آجری و سقف‌های چوبی نفس می‌کشد.

این تلگرافخانه، قدیمی‌ترین نمونه تلگرافخانه در ایران است و ریشه‌هایش به دوران قاجار بازمی‌گردد. جالب است بدانید که هدف اصلی ساخت آن، توسعه روابط تجاری منطقه بود. ساختمان دو طبقه آن آنقدر طراحی شده بود که ارتباطات آن زمان را راحت‌تر کند و پیام‌ها سریع‌تر جابه‌جا شوند.

با گذر زمان، کاربری تلگرافخانه هم تغییر کرد و به اداره پست تبدیل شد. امروز اما، دیگر محل کار روزمره نیست؛ بلکه جایی است برای کنجکاوی، برای گردشگرانی که عاشق تاریخ و معماری‌اند. وقتی از سایبان‌ها و رواق‌های بلند و سرتاسری آن دیدن می‌کنی و لمس آجر، سنگ و چوب‌های قدیمی، حس می‌کنی که هر گوشه‌اش داستانی برای گفتن دارد.

اگر یک روز به چابهار رفتی، پیشنهاد می‌کنم سری به این تلگرافخانه بزن و ببینی چطور تاریخ و معماری با هم حرف می‌زنند. تو تا به حال ساختمانی دیده‌ای که حس کند زمان در آن ایستاده؟

4.کوه‌های مینیاتوری چابهار

کوه‌های مریخی چابهار، یا همون کوه‌های مینیاتوری، واقعاً مثل چیزی هستند که از روی یک سیاره دیگر آمده باشند! اگر حدود 50 کیلومتر از شهر چابهار فاصله بگیری، به این منظره شگفت‌انگیز می‌رسی؛ جایی که طبیعت با دقت یک هنرمند، سنگ و خاک را شکل داده است.

نام «مریخی» یا «مینیاتوری» به خاطر شیارهای ظریف و فرم‌های عجیب و غریب این کوه‌هاست. قله‌هایشان از 5 متر شروع می‌شوند و بعضی حتی تا 100 متر ارتفاع دارند. وقتی از نزدیک نگاه می‌کنی، حس می‌کنی پای آدم‌ فضایی‌ها یا نقاشی‌های خیالی افتاده‌ای!

یکی از چیزهایی که اینجا را واقعا خاص می‌کند، ترکیب کوه‌ها با دریاست. آب‌های نیلی دریا درست در مقابل این تپه‌های عجیب، منظره‌ای خلق کرده که هر عکسی از آن انگار روی کارت پستال است.

و جالب‌تر اینکه، زمین‌شناسان در این کوه‌ها فسیل‌های جانوری پیدا کرده‌اند؛ یعنی روزگاری این منطقه زیر آب بوده و حالا بعد از هزاران سال، چنین شکل بی‌نظیری پیدا کرده است.

تو تا حالا جایی رفتی که حس کنی انگار نه در زمین، که در سیاره‌ای دیگر هستی؟

5.ساحل صخره‌ای دریا بزرگ

ساحل صخره‌ای «دریا بزرگ» در چابهار از آن جاهایی است که وقتی پا‌یت را روی سنگ‌هایش می‌گذاری، حس می‌کنی وارد دنیای دیگری شدی. صدای موج‌ها، بوی شور دریا و نسیمی که صورتت را نوازش می‌کند، همه‌چیز را طوری با هم ترکیب می‌کند که دلت نمی‌خواهد آن‌جا را ترک کنی. این ساحل درست کنار شهر چابهار است، اما حسش انگار کیلومترها دورتر از شلوغی شهر است؛ جایی میان آبی بی‌انتها و صخره‌های باشکوه.

یکی از صحنه‌هایی که هیچ‌وقت از ذهنت پاک نمی‌شود، لحظه‌ای است که موج‌ها با قدرت به صخره‌ها می‌کوبند. قطرات آب تا چند متر بالا می‌پاشند و تو هم‌زمان هم انرژی دریا را حس می‌کنی و هم آرامشی عمیق از دل نسیم می‌گیری. این تضاد زیبا، چیزی است که فقط وقتی آن‌جا باشی، درکش می‌کنی.

خیلی‌ها برای تماشای منظره می‌آیند، اما بعضی‌ها هم قلاب ماهیگیری به دست می‌گیرند و کنار ماهیگیران محلی، روزشان را با آرامش می‌گذرانند. اگر اهل عکاسی باشی، طلوع یا غروب این‌جا فرصتی استثنایی است؛ نور نارنجی خورشید که روی موج‌ها می‌رقصد، صحنه‌ای می‌سازد که هر عکاسی آرزویش را دارد.

در فصل بادهای موسمی، موج‌ها بلندتر و پرهیجان‌تر می‌شوند. انگار دریا جان تازه‌ای می‌گیرد و خودش را با تمام قدرتش به نمایش می‌گذارد. تماشای این صحنه‌ها برای عاشقان طبیعت چیزی فراتر از یک تفریح ساده است؛ یک تجربه‌ی واقعی از قدرت و زیبایی زمین.

ساحل صخره‌ای دریا بزرگ فقط یک ساحل نیست، یک گنج طبیعی است که باید با چشم دید و با دل حسش کرد. اگر دنبال جایی هستی که هم آرامت کند و هم بهت انرژی بدهد، این ساحل را از دست نده.
تو آخرین باری که کنار دریا بودی، چه حسی بهت دست داد؟

6.خلیج گواتر چابهار

اگر تا حالا اسم بندر گواتر به گوشت خورده باشد، باید بدانی که اینجا یکی از خاص‌ترین و بکرترین نقاط جنوب ایران است. جایی در انتهای شرقی چابهار، درست کنار مرز پاکستان؛ جایی که اگر سوار قایق شوی، فقط نیم ساعت تا آب‌های آن سوی مرز فاصله داری. مسیر رسیدن به گواتر خودش یک سفر دل‌انگیز است — جاده‌ای که از کنار دشت‌های سبز و چشم‌اندازهای اقیانوس هند می‌گذرد و هر لحظه‌اش تو را به سکوت و تماشا دعوت می‌کند.

وقتی به ساحل می‌رسی، اولین چیزی که توجهت را جلب می‌کند، صخره‌های عظیم و موج‌های پرقدرتی است که با ریتمی تماشایی به آن‌ها می‌کوبند. منظره‌ای که هم شکوه دارد، هم آرامش. و کمی آن‌طرف‌تر، جنگل‌های حرا را می‌بینی — درختانی که ریشه‌هایشان از دل آب بیرون آمده و تصویری می‌سازند که انگار طبیعت خودش نقاشی‌اش کرده باشد.

گواتر فقط زیبایی بصری نیست؛ اینجا خانه‌ی ده‌ها گونه پرنده است. از پرستوهای دریایی گرفته تا فلامینگوهایی که در فصل‌های خاص آسمان را رنگی می‌کنند. به خاطر همین تنوع شگفت‌انگیز، این منطقه به‌عنوان یکی از مناطق حفاظت‌شده و شکار ممنوع ایران شناخته می‌شود. برای عاشقان طبیعت و عکاسی از پرندگان، گواتر بهشت است.

اگر تصمیم داری به چابهار سفر کنی، حتماً گواتر را در برنامه‌ات بگذار. بعد از رسیدن به شهر، فقط کافی‌ست مسیر ساحلی را بگیری و چند ساعت وقت بگذاری تا خودت را به آن نقطه جادویی برسانی؛ جایی که دریا، جنگل، و آسمان، بی‌هیچ مرزی در هم حل می‌شوند.

تا حالا جایی بوده‌ای که حس کنی طبیعت در سکوت با تو حرف می‌زند؟

7.اولین مجتمع آموزشی غواصی ایران در چابهار

اگر همیشه کنجکاو بودی بدانی زیر سطح آرام دریا چه خبر است، کلبه غواصی چابهار همان جایی است که باید بروی. این مجموعه، اولین مرکز آموزشی غواصی در ایران است و درست در قلب سواحل زیبا و آب‌های زلال مکران قرار دارد. جایی که هر چیزش برای تجربه‌ای متفاوت طراحی شده؛ از تجهیزات کامل و ایمن گرفته تا فضایی دوستانه و پرانرژی.

اینجا فقط برای غواصی نیست. اگر اهل ماجراجویی روی آب باشی، تفریحاتی مثل اسکی روی آب، موج‌سواری، قایق‌سواری یا حتی ماهیگیری هم در انتظارت است. فرقی ندارد دنبال هیجان باشی یا آرامش، اینجا همیشه چیزی هست که حالت را خوب کند.

اگر هم تا حالا غواصی نکرده‌ای، نگران نباش. مربیان حرفه‌ای مجموعه قدم‌به‌قدم همراهت هستند تا یاد بگیری چطور نفس بکشی، چطور در عمق حرکت کنی و از دیدن دنیای رنگارنگ زیر آب لذت ببری. دوره‌های آموزشی کلبه غواصی برای همه سطح‌ها طراحی شده — از تازه‌کارها تا حرفه‌ای‌ها — و در پایان، گواهی معتبر بین‌المللی هم می‌گیری. تصور کن برگه‌ای در دست داری که می‌گوید حالا تو یک غواص رسمی هستی!

اما شاید مهم‌تر از همه، حس عجیبی باشد که وقتی برای اولین بار در آب فرو می‌روی، تجربه می‌کنی؛ سکوتی عمیق، دنیایی پر از رنگ و حرکت، و احساسی از آزادی مطلق. اینجا، زیر آب، زمان انگار متوقف می‌شود.

کلبه غواصی چابهار فقط یک مرکز تفریحی نیست؛ یک تجربه تمام‌عیار است از لمس دریا، شناخت خودت و رهایی از روزمرگی.
تو هم تا حالا فکر کردی دنیای زیر آب چه شکلی است؟ شاید وقتش رسیده خودت ببینی.

8.جنگل‌های مانگرو چابهار

اگر تا حالا اسم «جنگل حرا» یا همان جنگل‌های مانگرو چابهار را شنیده باشی، باید بدانی با یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های طبیعی ایران طرفی. این جنگل درست در مسیر جاده چابهار به گواتر قرار دارد؛ جایی که درخت‌ها نه در خاک، بلکه در آب شور دریا ریشه دوانده‌اند. صحنه‌ای که وقتی برای اولین‌بار می‌بینی، باورش سخت است — درخت‌هایی که نیمه‌تن در آب‌اند و با جزر و مد دریا بالا و پایین می‌روند.

جنگل حرا چیزی فراتر از یک منظره زیباست؛ اینجا دنیایی است که زمین و دریا دست در دست هم داده‌اند. ریشه‌های مانگروها در آب‌های شور دریای عمان فرو رفته‌اند و ترکیب سبزی درخت‌ها با آبی دریا تصویری می‌سازد که هر بیننده‌ای را میخ‌کوب می‌کند. وقتی با قایق آرام روی آب حرکت می‌کنی و صدای بال زدن پرنده‌ها در هوا می‌پیچد، حس می‌کنی در دل یک داستان خیالی شناور شده‌ای.

پوشش گیاهی این منطقه هم خاص است. بیشتر درخت‌ها و درختچه‌های این جنگل از نوع مانگرو هستند — گیاهانی که یاد گرفته‌اند چطور در آب شور زنده بمانند. این درختان نه تنها زیبا، بلکه برای طبیعت حیاتی‌اند؛ آن‌ها خاک ساحلی را حفظ می‌کنند و جلوی فرسایش و طوفان‌های دریایی را می‌گیرند.

اما شگفتی جنگل حرا فقط در درخت‌هایش نیست. اینجا خانه‌ی موجودات دوست‌داشتنی زیادی است؛ از لاک‌پشت‌های دریایی گرفته تا دلفین‌ها و مرغان مهاجر. اگر خوش‌شانس باشی، ممکن است یکی از آن دلفین‌های بازیگوش را از نزدیک ببینی که در آب می‌چرخد و لبخند می‌زند.

برای دیدن این بهشت آبی، کافی‌ست مسیر چابهار به گواتر را در پیش بگیری. بهار و پاییز بهترین زمان سفرند — هوا معتدل است و نور آفتاب درست به اندازه می‌تابد. قایق‌سواری میان درخت‌های غرق در آب، شاید یکی از آرامش‌بخش‌ترین تجربه‌هایی باشد که در زندگی‌ات خواهی داشت.

جنگل‌های مانگرو چابهار فقط یک جاذبه طبیعی نیستند؛ قلب تپنده اکوسیستم جنوب‌اند. آن‌ها با تثبیت خاک، پناه دادن به گونه‌های نادر و فیلتر کردن آب، در سکوت، حافظ زمین‌اند.

تو تا حالا جایی بوده‌ای که طبیعت این‌طور با آب و خاک و زندگی یکی شده باشد؟

9.روستای تیس

اگر اهل کشف جاهای کمتر شناخته‌شده‌ای باشی، روستای تیس چابهار قطعاً یکی از آن مقصدهایی است که باید ببینی. فقط پنج کیلومتر با مرکز شهر فاصله دارد، اما قدم گذاشتن در آن مثل سفر در زمان است. تصور کن جایی ایستاده‌ای که هزاران سال پیش، در دوران هخامنشیان، بندری پررفت‌وآمد بوده و رد پای تاریخ را هنوز در کوچه‌هایش می‌توان حس کرد.

تیس یکی از قدیمی‌ترین روستاهای جنوب ایران است؛ جایی که حتی نامش در شاهنامه فردوسی هم آمده. همین اشاره کافی است تا بدانی اینجا چقدر برای تاریخ و فرهنگ ما اهمیت دارد. زمانی، کشتی‌ها از همین بندر کوچک به سرزمین‌های دور می‌رفتند و کالا و فرهنگ را بین شرق و غرب جابه‌جا می‌کردند.

وقتی وارد روستا می‌شوی، دیوارهای گلی، معماری سنتی و بقایای قلعه‌های باستانی به استقبالت می‌آیند. هر سنگ و دیواری در تیس داستانی دارد؛ از روزگاری که مردمانش با بادبان‌های برافراشته به دریا می‌زدند تا امروز که هنوز هم با لبخندی گرم از مسافران پذیرایی می‌کنند.

طبیعت اطراف تیس هم کم از تاریخش ندارد. کوه‌های خاکی، درختان کهن و ساحل قدیمی روستا، تصویری می‌سازند که ترکیبی از آرامش و شگفتی است. اگر اهل عکاسی باشی، نور غروب اینجا را از دست نده — جایی که رنگ طلایی آفتاب روی خانه‌های قدیمی می‌افتد و حس خاصی از صلح و زمان در هوا پخش می‌شود.

برای رسیدن به تیس، کافی‌ست از چابهار کمی به سمت شمال غرب بروی؛ فقط چند دقیقه رانندگی تا برسی به جایی که تاریخ در کنار دریا زنده مانده. این سفر کوتاه می‌تواند یکی از ماندگارترین خاطراتت از چابهار باشد.

تا حالا شده در جایی بایستی و حس کنی تاریخ هنوز آنجاست، نفس می‌کشد و نگاهت می‌کند؟ تیس دقیقاً همان‌جاست.

10.پلاژ ساحلی تیس

اگر دنبال جایی هستی که هم آرامش دریا را حس کنی و هم کمی هیجان به روزت اضافه شود، پلاژ ساحلی تیس همان‌جاست. درست در نزدیکی روستای تاریخی تیس در چابهار، جایی میان آبیِ بی‌انتها و صدای موج‌هایی که بی‌وقفه می‌رقصند. این پلاژ از محبوب‌ترین سواحل چابهار است و خیلی‌ها برای فرار از شلوغی شهر، آخر هفته‌هایشان را آن‌جا می‌گذرانند — جایی که می‌شود نفس کشید، خندید و کنار دریا سبک شد.

امکاناتش هم طوری طراحی شده که خیالِت راحت باشد؛ از فروشگاه و اقامتگاه ساحلی گرفته تا سرویس‌های بهداشتی تمیز و پارکینگ. حتی اگر اهل کمپینگ باشی، می‌توانی چادرت را در نزدیکی ساحل برپا کنی و شب را زیر آسمان پرستاره، با صدای دریا بخوابی. تصورش را بکن؛ خنکای نسیم، بوی شور دریا و سکوتی که فقط صدای موج آن را می‌شکند.

تفریحات آبی اینجا هم کم‌نظیر است. قایق‌سواری، چت‌اسکی و شنا برای آن‌هایی که دنبال هیجان‌اند، و پیاده‌روی در کنار ساحل برای آن‌هایی که دلشان آرامش می‌خواهد. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های پلاژ، سرسره آبی بزرگش است؛ جایی که بچه‌ها جیغ می‌زنند و بزرگ‌ترها دوباره کودک می‌شوند!

فضای امن و خانوادگی پلاژ باعث شده همه — از بچه‌های کوچک تا پدر و مادرها — با خیال راحت لحظات خوبی را تجربه کنند. هم می‌شود در آفتاب نشست و به موج‌ها نگاه کرد، هم دوید، خندید و بازی کرد.

برای رسیدن به پلاژ تیس هم کار سختی نداری؛ فقط چند دقیقه رانندگی از مرکز چابهار تا این ساحل زیبا فاصله است و مسیر با تابلوهای راهنما مشخص شده.

اگر اهل دریا، آرامش و لحظه‌های بی‌ادعا هستی، حتماً سری به پلاژ تیس بزن.
تو کِی آخرین بار کنار دریا وقت گذروندی و فقط به صدای موج‌ها گوش دادی؟

11.قلعه پرتغالی‌ها چابهار (قلعه تیس)

در دل روستای تاریخی تیس، تنها پنج کیلومتر آن‌طرف‌تر از چابهار، قلعه‌ای ایستاده که قرن‌هاست با باد و دریا هم‌سخن است — قلعه پرتغالی‌ها. محلی‌ها به آن «قلعه تیس» هم می‌گویند. بنایی که قدمتش به بیش از دو هزار سال می‌رسد و هنوز هم نشانه‌ای از شکوه و اهمیت این منطقه در گذشته‌های دور را در خود دارد. تصور کن در آن زمان، اینجا یکی از نقاط استراتژیک دنیا بوده و کشتی‌های پرتغالی در همین نزدیکی پهلو می‌گرفتند.

قلعه روی تپه‌ای ساخته شده؛ طوری که از بالا، منظره‌ی دریا و روستا زیر پایت قرار می‌گیرد. مصالحش ساده است — آجر، سنگ و گچ — اما ترکیبشان به‌قدری حساب‌شده بوده که هنوز رد دیوارها و اتاق‌های کوچک نگهبانانش پیداست. وقتی از در ورودی عبور می‌کنی، هشتی‌های تو‌در‌تو و فضاهای کوچکی را می‌بینی که زمانی پر از جنب‌وجوش بوده‌اند؛ سربازانی که رفت‌وآمد می‌کردند، صدای زنگ نگهبان، و نگاه‌هایی که به افق دوخته می‌شدند تا کشتی‌های دشمن را ببینند.

بر بالای قلعه، دو مناره آجری قرار دارد — البته دیگر کامل نیستند، اما همان‌قدر که باقی مانده، نشان از قدمت و شکوه بنا دارد. کارشناسان می‌گویند این مناره‌ها احتمالاً به دوران سلجوقیان برمی‌گردند، یعنی پیش از حضور پرتغالی‌ها. همین ترکیب تاریخی جالب است: بنایی با لایه‌هایی از تاریخ ایران و استعمار، کنار دریا، با قصه‌هایی که هنوز در باد زمزمه می‌شود.

امروز، بخش‌هایی از قلعه آسیب دیده و زمان رویش اثر گذاشته، اما هنوز هم وقتی از پله‌هایش بالا می‌روی و به اطراف نگاه می‌کنی، حس می‌کنی تاریخ زنده است. چشم‌انداز تپه‌های روستا و آبی آرام دریا از بالا، آن‌قدر زیباست که برای چند لحظه فراموش می‌کنی در قرن بیست‌ویکم ایستاده‌ای.

قلعه پرتغالی‌ها فقط یک بنای تاریخی نیست؛ یادگاری است از دوران پرماجرا، از مردمانی که برای سرزمینشان ایستادند و از فرهنگی که با همه فراز و فرودها، هنوز نفس می‌کشد.

تو هم وقتی به چابهار رفتی، بد نیست کمی از ساحل فاصله بگیری و به تیس بروی. شاید آن بالا، میان آجرها و نسیم دریا، تکه‌ای از تاریخ را با چشم خودت ببینی.

12.اسکله تیس چابهار

فقط ده کیلومتر که از چابهار به سمت شرق بروی، به اسکله‌ای می‌رسی که سال‌هاست در دل دریا نفس می‌کشد؛ اسکله تیس. یکی از قدیمی‌ترین و البته محبوب‌ترین جاهای چابهار، مخصوصاً در روزهای گرم تابستان که مردم محلی و مسافران برای فرار از گرما، خودش را به نسیم خنک دریا می‌سپارند.

قدم‌زدن روی ماسه‌های نرم و طلایی کنار اسکله تیس خودش یک تجربه لذت‌بخش است. صدای موج‌ها، بوی شور دریا و رد پاهایی که روی شن‌ها جا می‌مانند، همه چیز را شاعرانه می‌کند. و اگر کمی دقت کنی، ماهیگیرانی را می‌بینی که از سپیده‌دم تا غروب با تور و قلاب‌شان درگیر دریا هستند. تماشای آن‌ها، مخصوصاً هنگام غروب، حس خاصی دارد؛ انگار صحنه‌ای از زندگی واقعی را با تمام سادگی و زیبایی‌اش می‌بینی.

در اطراف اسکله، امکانات رفاهی خوبی فراهم شده. می‌توانی شنا کنی، آب‌تنی کنی یا حتی در پلاژهای ساحلی استراحت کنی و آفتاب بگیری. اینجا همان جایی است که می‌شود با خانواده یا دوستان یک روز کامل را در آرامش گذراند، بی‌هیچ دغدغه‌ای، فقط با صدای دریا و خنده‌هایی که روی موج‌ها پخش می‌شود.

اما تیس فقط یک مقصد تفریحی نیست. زمانی همین اسکله، قلب تپنده‌ی تجارت دریایی در جنوب شرق ایران بود. کشتی‌ها در آن پهلو می‌گرفتند و کالاها میان شرق و غرب رد و بدل می‌شدند. حالا گرچه از آن دوران فقط ردپایی مانده، اما اگر چشم دلت باز باشد، هنوز می‌شود تاریخ را میان موج‌ها حس کرد.

اسکله تیس، ترکیبی از آرامش امروز و خاطرات دیروز است؛ جایی برای تماشای زندگی، در ساده‌ترین و زیباترین شکلش.
تو هم دلت برای صدای دریا و نسیمی که بوی تاریخ می‌دهد تنگ نشده؟

13.فواره بلوچستان چابهار

اگر تا حالا صدای خشم و شکوه دریا را از نزدیک نشنیده‌ای، باید سری به ساحل دریا بزرگ چابهار بزنی؛ جایی که فواره بلوچستان خودش را با قدرت موج‌ها به نمایش می‌گذارد. تصور کن موجی سهمگین به صخره می‌کوبد و در همان لحظه، آب با فشار از شکاف‌های زمین به هوا پرتاب می‌شود؛ درست مثل فواره‌ای طبیعی که از دل زمین بیرون می‌جهد.

گاهی این فواره‌ها تا ده متر هم بالا می‌روند! وقتی روبه‌رویش بایستی و آب با قدرت به آسمان می‌پاشد، همزمان هم هیجان‌زده می‌شوی و هم محو تماشای عظمت طبیعت. خیلی‌ها ساعت‌ها آنجا می‌نشینند تا فقط این نمایش تکرارنشدنی را از زوایای مختلف ببینند و عکس بگیرند.

جالب است بدانی بعد از هر بار فوران، وقتی آب دوباره روی صخره‌ها می‌ریزد، لایه‌ای از خزه‌های سبز رنگ شکل می‌گیرد؛ چیزی که محلی‌ها به آن «فرش خزه» می‌گویند. این فرش طبیعی با رنگ زنده‌اش، به ساحل حال و هوایی جادویی می‌دهد.

دیدن فواره بلوچستان فقط تماشای یک پدیده نیست؛ تجربه‌ای است از نزدیک لمس کردن قدرت و زیبایی بی‌نظیر دریا. مخصوصاً وقتی موج‌ها بلندتر می‌شوند، حس می‌کنی انگار طبیعت خودش دارد برایت نمایش اجرا می‌کند.

اگر روزی راهت به چابهار افتاد، حتماً چند دقیقه کنار این فواره بایست، صدای دریا را گوش بده و بگذار قطرات آب روی صورتت بنشیند.
راستی تو هم تا حالا چنین جادوی طبیعی‌ای را از نزدیک دیده‌ای؟

14.تفرجگاه ساحلی دریا کوچک چابهار

اگر دنبال جایی هستی که هم بتوانی کنار خانواده و دوستان وقت بگذرانی و هم از آرامش ساحل لذت ببری، تفرجگاه دریا کوچک چابهار همان جایی است که باید بروی. این ساحل، در کنار دریا بزرگ، بیشتر شناخته شده و به خاطر فضای مناسب برای تفریحات گروهی و خانوادگی، به یکی از محبوب‌ترین نقاط شهر تبدیل شده است.

تصور کن آخر هفته است، خانواده‌ها چادرهایشان را برپا کرده‌اند، بچه‌ها در آب‌های زلال بازی می‌کنند و بزرگ‌ترها روی صخره‌ها نشسته‌اند و به موج‌های رقصان نگاه می‌کنند. همان صحنه‌های ساده اما پر از حس خوب که آدم را از هیاهوی روزمره دور می‌کند.

غروب که می‌شود، ساحل حال و هوای جادویی پیدا می‌کند؛ نورهای رنگی روی سطح آب انعکاس می‌یابند و منظره‌ای رویایی خلق می‌کنند. ماهیگیرانی که تازه از صید برگشته‌اند، با ماهی‌های در دستشان، صحنه‌ای زنده و دلنشین به ساحل می‌بخشند و همه چیز به یک تجربه واقعی و خاطره‌انگیز تبدیل می‌شود.

امکانات ساحل هم کم نیست؛ جای مناسبی برای کمپینگ، شنا، پیک‌نیک و بازی‌های گروهی فراهم شده و فضای گسترده‌اش باعث می‌شود احساس کنی از شهر و هیاهویش فاصله گرفته‌ای و فقط با دریا و نسیمش همراهی.

تو هم دوست داری یک روز کامل را کنار این ساحل بگذرانیم و کمی از شلوغی شهر فاصله بگیریم؟

15.ساحل مکران

ساحل مکران یکی از آن مکان‌های آرام و کمتر شناخته‌شده چابهار است که هنوز حس و حال بکر طبیعتش را حفظ کرده. جایی که وقتی کنار صخره‌های بلندش می‌ایستی و به پهنای آب‌های عمان نگاه می‌کنی، احساس می‌کنی دنیا برای لحظه‌ای متوقف شده است. این ساحل نه‌تنها برای گردشگران داخلی جذاب است، بلکه پتانسیل دارد روزی به یکی از ورودی‌های مهم گردشگران خارجی از طریق دریا تبدیل شود.

اینجا می‌توانی قدم بزنی و با نسیم دریا همراه شوی، طلوع و غروب خورشید را از روی صخره‌ها تماشا کنی یا کمی شنا و تفریحات آبی داشته باشی. ولی چون ساحل هنوز نسبتاً دست‌نخورده و بکر است، امکانات رفاهی زیادی ندارد. بهتر است قبل از رفتن، وسایل ضروری خودت را همراه داشته باشی تا تجربه‌ای راحت و دلپذیر داشته باشی.

آن چیزی که ساحل مکران را خاص می‌کند، همین حالت طبیعی و دست‌نخورده آن است؛ صخره‌های بلند، آب‌های آرام و مناظر طلوع و غروب خورشید که هرکسی را مجذوب خودش می‌کند.

تو هم دوست داری یک روز کامل را اینجا بگذرانی و با آرامش مکران، از شلوغی و هیاهوی شهر فاصله بگیری؟

16.ساحل و خلیج پزم (خلیج تیاب)

اگر دنبال یک گوشه آرام و کمتر شناخته‌شده از چابهار هستید، خلیج پزم همان جایی است که باید ببینید. این خلیج درست کنار خلیج بزرگ چابهار قرار دارد، ولی وسعتش کمتر است و همین باعث می‌شود حس و حالش متفاوت و دنج باشد. اهالی محل به آن خلیج تیاب می‌گویند و «تیاب» در زبان محلی یعنی «ساحل». همین اسم به خوبی نشان می‌دهد که این ساحل چقدر در دل مردم بومی جا دارد.

وقتی به اینجا می‌رسی، اولین چیزی که تو را جذب می‌کند، مناظر آرام و دلنشینش است. ماسه‌های نرم ساحل، آب‌های شفاف و محیطی بکر، حس می‌دهد که انگار دنیا فقط برای تو و طبیعت اطرافت ایستاده است. بسیاری از گردشگران ترجیح می‌دهند به جای شلوغی سواحل اصلی، شب‌های پرستاره و سکوت آرام اینجا را تجربه کنند و کمی دور از هیاهوی شهر، آرامش پیدا کنند.

در نزدیکی خلیج پزم، پادگان بزرگ کنارک هم قرار دارد که بزرگ‌ترین پایگاه هوایی خاورمیانه است. این موضوع نه‌تنها به اهمیت استراتژیک منطقه اشاره دارد، بلکه حس امنیت و نظم خاصی به منطقه می‌دهد.

پس اگر می‌خواهید یک تجربه متفاوت از چابهار داشته باشید، خلیج پزم بهترین انتخاب است. جایی برای قدم زدن روی ماسه‌ها، تماشای آب‌های آرام، و شب‌های آرام کنار خلیج. یک سفر کوتاه به این منطقه بکر می‌تواند ترکیبی از آرامش، طبیعت و زیبایی‌های دریایی را برایت به ارمغان بیاورد.

تو هم دلت می‌خواهد یک شب زیر آسمان پرستاره خلیج تیاب بخوابی و آرامش واقعی را تجربه کنی؟

17.منطقه محافظت شده گاندو (باهوکلات)

اگر عاشق طبیعت و حیات وحش هستید، حتماً باید با منطقه محافظت شده گاندو یا همون باهوکلات آشنا شوید. این منطقه در جنوب شرق ایران، بین چابهار، سرباز و نیکشهر قرار دارد و یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های طبیعی کشور است. چیزی که گاندو را خاص می‌کند، حضور تمساح پوزه کوتاه یا همان «گاندو» است؛ گونه‌ای نادر که فقط در همین نقطه زندگی می‌کند.

تمساح‌های گاندو پوزه‌ای کوتاه دارند و ویژگی‌های منحصر به فردی که آن‌ها را از سایر تمساح‌ها متمایز می‌کند. بر اساس آخرین آمار، حدود 201 گاندو در این منطقه زندگی می‌کنند و همین آمار نشان می‌دهد چقدر حفاظت از این زیستگاه اهمیت دارد. تصور کنید وقتی به این منطقه قدم می‌گذارید، پا به دنیایی می‌گذارید که این موجودات کمیاب هنوز در آن آزادانه زندگی می‌کنند!

گاندو فقط حیوانات نادر ندارد؛ پوشش گیاهی این منطقه هم غنی و متنوع است. جنگل‌ها و گیاهان بکر آن، محل زندگی گونه‌های مختلف حیوانی هستند و به حفظ تعادل اکوسیستم کمک می‌کنند. هر قدمی که در این طبیعت می‌زنید، انگار بخشی از یک پازل بزرگ و شگفت‌انگیز طبیعت است.

حفاظت از گاندو بسیار حیاتی است؛ چرا که این منطقه یکی از نقاط مهم زیست‌محیطی ایران و حتی جهان است. سازمان‌های محیط زیست داخلی و بین‌المللی تمام تلاش خود را می‌کنند تا نسل تمساح‌های پوزه کوتاه و سایر گونه‌ها حفظ شود. اگر قصد بازدید دارید، فقط در قالب تورهای مجاز و تحت نظارت محیط زیست می‌توانید وارد شوید تا کمترین آسیب به طبیعت برسد و خودتان هم تجربه‌ای فراموش‌نشدنی داشته باشید.

منطقه گاندو نه تنها یکی از شگفتی‌های طبیعی چابهار است، بلکه نمادی از تلاش ایران برای حفاظت از گونه‌های نادر و طبیعت بکر به شمار می‌آید. تو هم دوست داری یک روز نزدیک این تمساح‌های کمیاب باشی و زیبایی طبیعت دست‌نخورده را از نزدیک ببینی؟

18.روستای رمین

روستای رمین در دهستان کمبل سلیمان، فقط حدود 7 کیلومتر با بندر چابهار فاصله دارد و یکی از آن مکان‌های بکر و دیدنی است که هر طبیعت‌دوستی را جذب خودش می‌کند. این روستا با جمعیتی حدود 3500 نفر و مساحتی نزدیک به 378 هکتار، یکی از پرجمعیت‌ترین و پرجنب‌وجوش‌ترین روستاهای چابهار هم هست.

زندگی در رمین با دریا گره خورده است. صیادی حرفه اصلی مردم این روستاست و شاید جالب باشد بدانید رمین در تولید و صید تن ماهی، رتبه سوم کشور را دارد! اگر به اسکله این روستا سر بزنید، می‌بینید صیادان با شور و هیجان کار می‌کنند و در کنار آن گردشگرانی هم هستند که از فضای بندری و انرژی زنده مردم لذت می‌برند.

اما رمین فقط دریا و صید ندارد؛ مناظر طبیعی آن هم دست کمی از جاذبه‌هایش ندارد. کوه‌های مریخی که سر به آسمان کشیده‌اند، سواحل زیبا و جنگل‌های مکرز، همه با هم تصویری منحصر به فرد و آرامش‌بخش خلق کرده‌اند که کمتر جایی می‌توان مشابهش را دید.

یکی دیگر از ویژگی‌های جالب رمین، عشق مردمش به کتاب و مطالعه است. اهالی این روستا به کتاب اهمیت زیادی می‌دهند و همین باعث شده که رمین لقب «روستای دوستداران کتاب» را به خود اختصاص دهد. جایی که فرهنگ مطالعه و آموزش در آن جریان دارد و هر کتاب‌دوستی را وسوسه می‌کند تا برای ساعتی هم که شده، در آرامش این روستا غرق شود.

اگر دنبال تجربه‌ای متفاوت از چابهار هستید، رمین مقصدی عالی است. ترکیبی از طبیعت بکر، فرهنگ محلی اصیل و انرژی زنده مردم، آن را به جایی تبدیل کرده که هر گردشگری از بازدیدش لذت می‌برد. تو هم دوست داری یک روز قدم زدن در کنار اسکله، کوه‌های مریخی و کتابخانه‌های کوچک این روستا را تجربه کنی؟

19.غارهای بان مسیتی چابهار

اگر به دنبال تجربه‌ای متفاوت در دل طبیعت چابهار هستید، غارهای بان مسیتی یکی از آن جاهایی است که نباید از دست بدهید. این غارها در ارتفاعات شهبازبند و نزدیک روستای زیبای تیس قرار دارند و مجموعه‌ای شامل سه غار را در خود جای داده‌اند؛ دو تا دست‌ساز و یکی کاملاً طبیعی.

غار طبیعی یک مقبره کوچک مکعبی شکل در دلش دارد که حس تاریخی و فرهنگی عجیبی به فضا می‌بخشد. دو غار دیگر مصنوعی هستند و دهانه‌هایشان کوچک‌اند؛ یکی 80 سانتی‌متر و دیگری تنها 20 سانتی‌متر! پس اگر تصمیم گرفتید سرک بکشید، کمی خم شدن و حوصله لازم است، اما تجربه‌ای که به دست می‌آورید ارزشش را دارد.

نام «بان مسیتی» هم خود داستانی جالب دارد؛ در زبان بلوچی، «بان» یعنی مرد خداپرست و «مسیتی» یعنی محل عبادت. این یعنی غارها زمانی جایی برای نیایش و راز و نیاز بوده‌اند و هنوز هم با همین حس تاریخی در دل بازدیدکنندگان اثر می‌گذارند.

امروز دیگر کسی در این غارها عبادت نمی‌کند، اما هنوز هم مرموز و جذاب‌اند. قدم زدن در میان دیوارهای صخره‌ای و تصور زندگی گذشته آدم‌ها در این مکان، هیجان و آرامش عجیبی به همراه دارد.

غارهای بان مسیتی فقط یک مقصد گردشگری نیستند؛ آن‌ها پلی هستند بین طبیعت بکر و تاریخ کهن. تو هم دوست داری یک روز به این غارها سر بزنی و کمی رازهای پنهان تاریخ را لمس کنی؟

20.بازار فجر چابهار

اگر می‌خواهید حال و هوای واقعی چابهار را از نزدیک تجربه کنید، حتماً سری به دکه بازار بزنید؛ بازاری که به بازار فجر هم معروف است و اهالی محلی آن را با مهربانی «بی بی بازار» صدا می‌کنند. این بازار قدیمی و پرجنب‌وجوش، پر از دکه‌ها و مغازه‌های کوچک و بزرگ است که از صنایع دستی رنگارنگ گرفته تا لباس‌های محلی و کالاهای روزمره را عرضه می‌کنند.

اینجا جایی است که می‌توانید با دستان خود، زیبایی هنر بلوچ‌ها را لمس کنید؛ پارچه‌های سنتی و لباس‌های محلی، ابزارهای خانگی و حتی امکان سفارش دوخت لباس‌های بلوچی هم وجود دارد. بعضی وقت‌ها که قدم می‌زنی، زنان مهربان محلی را می‌بینی که با حنای دست‌شان نقش‌های زیبایی روی دست بانوان می‌کشند؛ اینجا نه فقط خرید می‌کنید، بلکه بخشی از فرهنگ و هنر مردم جنوب را هم تجربه می‌کنید.

دکه بازار فقط یک مکان برای خرید نیست؛ اینجا قلب زندگی روزمره مردم است، پر از رنگ، صدا و عطرهای متفاوت که حس و حال خاصی به هر گردشگری می‌دهد. وقتی در میان شلوغی و هیاهوی بازار قدم می‌زنی، انگار داستان‌های هزاران ساله جنوب ایران را می‌شنوی.

تو هم دوست داری یک روز در این بازار قدم بزنی و رنگ، صدا و عطرهای چابهار را از نزدیک حس کنی؟

21.گورستان جن‌ها در چابهار

اگر دنبال جایی کمی عجیب و پر از رمز و راز هستید، گورستان جن‌ها در نزدیکی روستای تیس در چابهار می‌تواند حسابی کنجکاوی‌تان را تحریک کند. این مکان با شکل و شمایل عجیب قبرهایش و باورهای محلی درباره موجودات ماورایی، سال‌هاست که زبانزد گردشگران و علاقه‌مندان به اسرار و داستان‌های مرموز شده است.

به این قبرستان می‌گویند «جن سنط» و اهالی منطقه معتقدند که این قبرها کار موجوداتی غیرانسانی، یعنی جن‌هاست. شکل غیرعادی قبرها و داستان‌هایی که درباره صدای شیون و گریه در شب‌ها نقل می‌شود، این باور را در ذهن مردم محلی زنده نگه داشته است.

قدم زدن در این قبرستان حس عجیبی دارد؛ انگار که وارد دنیایی دیگر شده‌ای، دنیایی پر از راز و رمز که هر گوشه‌اش یک داستان ناگفته دارد. تو هم تا حالا جایی مثل این را تجربه کرده‌ای یا دوست داری از نزدیک ببینی؟

پایان سفر در چابهار

چابهار شهری است که هر گوشه‌اش یک داستان دارد و هر لحظه‌اش فرصت تجربه‌ای تازه را به تو می‌دهد. امیدوارم این سفر مجازی به دل زیبایی‌هایش، جرقه‌ای باشد برای اینکه خودت روزی پا به این سرزمین دل‌انگیز بگذاری و از نزدیک طعم ماجراجویی و آرامش را بچشی. تا سفر بعدی، زندگی‌ات پر از کشف‌های جدید و لحظات ناب باشد!

تو دوست داری اولین تجربه‌ات در چابهار چه چیزی باشد: آرامش سواحلش یا هیجان ماجراجویی در دل طبیعت بکر؟


خرید بلیط هواپیما

بدلیل گذشت 15 دقیقه از زمان آخرین بروز رسانی باید جستجوی خود را تکرار نمایید.


جستجوی جدید
×
English العربی

راهنمای نصب اپلیکیشن iOS

1. در مرورگر سافاری در نوار پایین همین صفحه این دکمه را فشار دهید :

2.در منو باز شده ردیف پایین را به سمت چپ بکشید (در iOS13 به سمت بالا بکشید) و این دکمه را فشار دهید :

3. در بالای صفحه این دکمه را فشار دهید :

4. پس از بستن مرورگر، آیکون اپلیکیشن به گوشی شما اضافه شده و آماده استفاده میباشد.

1.في أسفل متصفح Safari ، انقر فوق :

2.في القائمة المنبثقة ، اسحب الصف السفلي إلى اليسار (iOS13 اسحب إلى أعلى) واضغط على هذا الزر:

3. في الجزء العلوي من الشاشة ، اضغط على هذا الزر:

4. بعد إغلاق المتصفح ، أيقونة التطبيق على الهاتف لقد أضفت وجاهزة للاستخدام.

1. In the toolbar on the bottom of the Safari browser, click on :

2. Select the :

3. In the next step, in the top right corner, click on :

4. A shortcut of the app will appear on your home screen, and the app is ready to use.